344. تیدیکید !
لیوان آب از دستش افتاد و با گریه میگه تیدیکید !
عاشق حروف انگلیسی رو لباسشه ... با گریه میخواد که لباس "ای" دار تنش کنم ... دیشب لباسش رو درنمیاورد تا لباس خوابش رو بپوسه و مجبور شدم روی اون تنش کنم ! هر چند دقیقه هم دکمه هاش رو باز میکرد و هرهر به ریش من میخندید :)

امروز پیاده رفتیم تا لب دریاچه ... یعنی یه دونه آدمم ندیدیم ! خیلی باصفا بود و شدید حس شمال میده بهم ولی شمال آزاد و کسی به کسی کار ندار !


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


344. تیدیکید !
